Amir kh Diaries

عععععععععععععععععع

ترکه

ترکه میره عیادت مادر زنش.میگه بهتری؟ میگه تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد میکنه..میگه انشاالله اونم قطع میشه
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 11:12  توسط Amir kh  | 

دخترای چینی !

هشدار به دخترها:

به زودي دختران چيني با مهريه ناچيز و زبان كوتاه بدون عادت ماهيانه با يه سوراخ اضافه وارد كشور ميشود

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 11:0  توسط Amir kh  | 

خردرياى

امیر خسروی عكسش رو توي رود خونه ميبينه ميگه يا حضرت عباس خردرياى
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 1:2  توسط Amir kh  | 

خالی بندی

يارو داشته واسه آباداني
خالي مي بسته مي گه : من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه
آبادانيه مي گه: ولك مگه سگت كليد نداره؟

آبادانی های عزیز قصد توهین ندارم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 0:25  توسط Amir kh  | 

دلم گرفته !

سيرم از زندگي و از همه كس دلگيرم
آخر از اين همه دلگيري و غم مي ميرم


پرم از رنج و شكستن، ‌دل خوش سيري چند ؟
ديگر از آمد و رفت نفسم هم سيرم


هر كه آمد، دل تنهاي مرا زخمي كرد
بي سبب نيست كه روي از همه كس مي گيرم


تلخي زخم زبان و غم بي مهري ها
اينچنين كرده در آيينة هستي پيرم


بس كه تنهايم و بي همنفس و بي همراه
روزگاريست كه چون ساية بي تصويرم


دلم آنقدر گرفته است، خدا مي داند
ديگر از دست دلم هم به خدا دلگيرم!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 20:27  توسط Amir kh  | 

کد موزیک آلبوم جدید مازیار فلاحی

http://www.faupload.com/upload/90/Khordad/10-15/Maziar-Falahi-Ghalbe-Yakhi-jpg.jpg

 

سلام خدمت دوستان گل و بازدیدکنندگان محترم تو این پست کد موزیک آلبوم جدید مازیار فلاحی رو براتون گذاشتم که در حال حاظر داره از وب پخش میشه ! امیدوارم خوشتون بیاد ! !!


برای دانلود فایل اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 20:9  توسط Amir kh  | 

دوشنبه

دوشنبه تولدمه امتحانم دارم  فکر کنم پیروزی هم بازی داره

حالا چیکار کنم ؟

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 18:7  توسط Amir kh  | 

--------------------------------------------------------------------------------

هر خانه می تواند خبر از احوال درون  آدمهایی بدهد که در آن زندگی می کنند . این را وقتی فهمیدم که داشتم از پله های خانه شماره بیستم  کوچه شانزدهم خیابان سنایی بالا می رفتم .در با فشاری باز می شود واولین صدایی که می شنوم صدای پارس سگی از واحد طبقه همکف است اولش کمی می ترسم اما وقتی نگاهم به عکس حضرت مسیح می افتد آرامشی مثل خون در رگهایم می جوشد  .بر روی در هر واحد یک عکس حضرت مسیح نسب شده است  و تمام راه پله پر است از نقاشی های مختلف و زیبا . از پاگرد طبقه اول ساختمان  سه طبقه قدیمی به دفتر کار استاد می رسم . و و باز هم همان عکس حضرت مسیح  دوباره  به من سلام می کند با همان لبخند و نگاه. وقتی وارد هال می شود استاد گرم و صمیمی حالم را می پرسد و من را می برد به سمت کتابخانه بزرگش .کتابخانه در سالنی قرار دارد که جای جای آن پر است از  از قاب عکس و اشیای عجیب  با یک گیتار که  گوشه اتاق لم داده و مجسمه نسبتا بزرگی از مسیح مصلوب که به  دیوار آویزان شده است با سری بر روی شانه خم . وقتی دنبال استادی که به خوبی و مهربانی می شناسمش  از سالن به هال می آیم چشمم می خورد به دیواری که  از عکس نویسندگان و موسیقیدان های بزرگی که خیلی هاشان را نمی شناسم پوشیده شده است.استاد من را به شاگردش که در حال تمرین است معرفی می کند و می گوید اسم هر دویتان مریم است !  شاگرد که از فامیلیش می شد حدس زد که ارمنی باشد حالا دست از تمرین برداشته و دارد زیر چمشی من را می پاید و من تعجب را از نگاهش می توانم به وضوح بفمهمم . دفتر کار استاد پر است از آرامش و حس های خوب دوست داشتنی که این روزها مثل نوشدارو به آنها نیاز دارم . استاد حرف می زند . پشت پیانو می نشیند و چند قطعه می زند . مشق می دهد . من اما تمام حواسم  به مکانی ست که معنویت و نور در آن موج می زند. مکانی که آدمهای های آن دارند توی فشار اکثریت ، هویت خودشان را حفظ می کنند . در همین افکار هستم که استاد چند کتاب و کاغذ می دهد دستم که بروم  جایی که او می گوید کپی بگیرم . از پله های ساختمان قدیمی پایین می آیم و دوباره صدای استاد را از بالا پله ها می شنوم که می گوید : " مریم بگو که شاگرد مرادیانی "...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 0:24  توسط Amir kh  | 

کفش های من و تو

کفش های سه خط تو

 با کفش های سه خط من

چقدر فرق میکند

تو که راه میروی

 تمام آسفالت ها عاشق میشوند

و من فقط

اشک مورچه ها را در می آورم ...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 16:15  توسط Amir kh  | 

غضنفر

غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده..

میگن چرا میخندی..؟

میگه تابلوئه فوتوشاپه

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 23:31  توسط Amir kh  | 

مطالب قدیمی‌تر